|
ديشب كه بيادت به مي خانه نشستم
با ياد لبت توبه ي مي بشكستم
ديدم رخ زيبات در آن جام بلوري
گويي همه ي عمر به سوداي تو مستم
منصوره بيا بيا بهر خدا
بر اين دل زار مبتلايم رحمي بنما
منصوره نكن بهانه گيري
هجر تو كشانده ام به پيري
منصوره كجايي منصوره كجايي
از جور تو يار نازنينم
درديست به جان آتشينم
بگزار به جاي حسرت و غم
از مهر تو خوشه اي بچينم
از دور چكيد اشك چشمم
در جام و دگر تو را نبينم
منصوره كجايي منصوره كجايي
گوش کن (منصوره )
+ | نويسنده : امید اسرمی.میلاد حقیقت تاريخ : سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 |
|